ماهر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هِ) [ ع. ] (ص.) استاد و چیره دست در کار.مترادفها و واژههای مرتبطآزموده، استاد، تردست، چابکدست، حاذق، خبره، زبردست، کارآمد، کاردان، کارکشته، متبحر، متخصص، مجرب ≠ ناشی، غیر ماهرواژه قبلی: ماهتابواژه بعدی: ماهو