ماهی دان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماهی دان . (اِ مرکب ) حوض را گویند. (برهان ) (آنندراج ). حوض و آبگیر. (ناظم الاطباء) : همیدون کوثر اندر ژرف ماهی دان تو بودی به خلوت هر شبی حور دگر مهمان تو بودی . فرخی . ◄ برج حوت را نیز گویند. (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) : چشمه ٔ خور به حوض ماهی دان آمد و درفگند شست آخر. خاقانی . ◄ آکواریوم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). محفظه ای با دیواره های شیشه ای که در آن ماهی و گیاهان و جانوران آبی نگهدارند زینت خانه یا به نمایش گذاشتن آن را.