ماهین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماهین . (اِخ ) دهی از دهستان طارم پایین است که در بخش سیران شهرستان زنجان واقع است و ١٠٠٧ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
ماهین . [ هََ ] (اِخ ) تثنیه ٔ ماه یعنی ماه بصره (دینور) و ماه کوفه (نهاوند). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : آن را ماه الکوفه خواندندی و این را ماه البصره و چون هر دو را نام برند گویند ماهین . (ترجمه ٔ بلعمی ). چون سپاه مسلمانان ماهین و همدان بگشادند یزدجرد از ری به خراسان شد. (ترجمه ٔ بلعمی ). نخست کسانی که پرده بر درگاه آویختند اهل اصفهان بوده اند، دیگر اهل ماهین پس ری پس سیستان پس بغداد پس آذربایگان . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ). به خفیه از کوفه بدر آمد و آمد تا به ماهین و به ماه البصره چند روزی مقام کرد. (تاریخ قم ص ٢٤٦). ملک کیخسرو چون به کوه اندس و ماهین رسید دیه قردین بنا نهاد. (تاریخ قم ص ٨١). و رجوع به ماه و ماه الکوفه و ماه البصره شود.