ماوراالنهری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماوراالنهری . [ وَ رَن ْ ن َ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) راهی از موسیقی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : هرگه که زند قمری راه ماوراالنهری گوید به گل حمری باده بستان بلبل . منوچهری . یک مرغ سرود پارسی گوید یک مرغ سرود ماوراالنهری . منوچهری . و رجوع به ماوراءالنهری و ماده ٔ قبل شود.