ماکانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماکانی . (اِخ ) نام شهری، و ماکان نام پادشاهی که شهر مذکور منسوب به اوست . (آنندراج ) (غیاث ). و رجوع به ماکان شود.
ماکانی . (ص نسبی ) منسوب به ماکان بن کاکی (فرهنگ رشیدی ). مردمی را گویند که منسوب به ماکان باشند. (برهان ). منسوب ولایت ماکان . (ناظم الاطباء) : سلاحت بهر دین بهتر که زنبور از پی شهدی چو گیلی کوردین پوش است و ژوبین کرده ماکانی . خاقانی (از انجمن آرا). مرا شدگلشن عیسی و زین رشک آفتاب آنک سپر فرمود دیلم وار و زوبین کرد ماکانی . خاقانی . ◄ (اِ) حربه ای که منسوب به اهل ماکان است و آن ژوبین باشد که نیزه ٔ کوچک است . (برهان ).نیزه ٔ کوچک و زوبین . (ناظم الاطباء).