ماکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماکر. [ ک ِ ] (ع ص ) فریبنده و بدسگال . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسم فاعل است از مکر. خدعه کننده . ج، ماکرون، مَکَرَة. (از اقرب الموارد). فریبنده و مکرکننده و بدسگال و خدعه کننده . ج، ماکرون . (ناظم الاطباء). صاحب مکر. حیله گر. چاره گر. ج، ماکرین، ماکرون . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون وزیر ماکر بداعتقاد دین عیسی را بدل کرد از فساد. (مثنوی ). زین سبب بد کاهل محنت شاکرند اهل نعمت طاغیند و ماکرند. (مثنوی ). ◄ ستور مویز بار کرده یا کاروان شتر که غله کشانند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). خر مویز بار کرده . (از اقرب الموارد).
ماکر. [ ک ِ ] (اِ) به معنی پس فردا باشد که برادر کوچک فردا است . (برهان ) (آنندراج ). پس فردا و روز پس از فردا. (ناظم الاطباء). هزوارش، مگر، ماگر، پهلوی، پس فرتاک (پس فردا). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ◄ روز پس از روز آینده . (ناظم الاطباء).