ماکو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماکو. (اِخ ) نام ولایتی است به آذربایجان که اکراد محمودی به تصرف دارند و بر آن کوه حصنی است از سنگ که معبری ندارد و اگر خواهند کسی یا چیزی را بالا کشند باید ریسمان فرو گذارند و به آن بسته بالا کشند والا محال است . (انجمن آرا) (آنندراج ). ماکواز شهرستانهای آذربایجان غربی است و از طرف شمال به رودخانه ٔ قره سو و کشور ترکیه و از جنوب به شهرستان خوی و از مشرق به رودخانه ٔ ارس و کشور جماهیر شوروی و از مغرب به کشور ترکیه محدود است . آب و هوای شهرستان نسبت به پستی و بلندی متغیر است بدین معنی که هوای پلدشت معتدل مایل به گرمی و قسمتهای غربی (دهستانهای آواجیق و چالدران ) سردسیر است . این شهرستان دارای چهار رشته رودخانه ٔ معروف می باشد که عبارتند از: ١-روخانه ٔ ارس که در شمال غربی شهرستان در نقطه ٔ «دمیرقاپو» وارد این شهرستان می شود و در جنوب شرقی قریه ٔ«دره شام » از شهرستان ماکو خارج می گردد. ٢- رودخانه ٔ زنگمار (ماکوچای ) که از کوههای مرزی ایران و ترکیه سرچشمه می گیرد و قسمت عمده ٔ آن از وسط شهر عبور می کند. ٣- رودخانه قره سو که از چشمه و باتلاقهای بورالان سرچشمه می گیرد و قسمتی از مرز ایران و ترکیه را تشکیل می دهد. ٤- رودخانه ٔ ساری سو که از باتلاقهای بایزید کشور ترکیه سرچشمه می گیرد و در ٥ کیلومتری بازرگان وارد کشور ایران و شهرستان ماکو می گردد. کوههای عمده این شهرستان عبارت است از: ١- کوههای مرز ایران و ترکیه که بنام ساری چیچیک و ساری چین معروف است و ارتفاع این کوهها در حدود ٢٥٠٠ تا ٣٢٠٠ متر است . ٢- کوه سکار که در غرب دهستان به به جیک واقع و ارتفاع آن ٣٠٥٠ متر است . ٣- کوه چرکین که در غرب دهستان قلعه دره سی واقع و ارتفاع آن ٣٠٠٠ متر است . شهرستان ماکو از سه بخش بنام حومه، پلدشت، سیه چشمه تشکیل شده است و جمع قراء آن ٣٨٦ آبادی بزرگ و کوچک است . محصول عمده ٔ شهرستان غلات و حبوبات و پنبه و توتون و کشمش و کرچک و بزرک و کنجد است . راههای شوسه ٔ آن عبارت از شوسه ٔ ماکو به پلدشت و ماکو به بازرگان و ماکو به خوی می باشد و بقیه ٔ راهها مالرو و صعب العبور است . در این شهرستان چهار چشمه ٔ آب معدنی وجود دارد که در آبادی شوط و آبادی یاشکند و قریه ٔ زیوه بالا و آبادی استی سو (آب گرم ) واقع شده است . ایلهای جلالی و میلان و حیدرانلو از عشایر معروف این شهرستان بشمار می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤). شهرستان ماکو در حدود ٧١٢٥ کیلومتر مربع مساحت دارد و از نظر تقسیمات کشوری تابع استان آذربایجان غربی است . در سرشماری آبان ماه ١٣٤٥ دارای ١٠٠٨٥٤ تن سکنه بود که محل سکونت ثابت داشتند. تراکم جمعیت در این شهرستان ١٤١٢ نفر در کیلومتر مربع است . (از نشریه مرکز آمار ایران ج ٥٤ آبان ماه ١٣٤٥).
ماکو. (اِ) دست افزار جولاهگان که بدان جامه بافند. (برهان ). دست افزار جولاهان که ماشوره را در آن کنند و بدان جامه بافند. (آنندراج ). آلتی است آهنی جولاهگان رابه هندی آن را نال گویند. (غیاث ). مکو. (ناظم الاطباء). مکوک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : در شتاب سیر بر چرخ قماش صورت ماکو هلال آسا خوش است . نظام قاری (دیوان البسه ص ٤٣). وشیع، وشیعة؛ ماکوی بافنده . (از منتهی الارب ). - ماکوزن ؛ آنکه ماکو بکار برد. بافنده : ز آغاز جبریل آهنجه کار به فرجام ادریس ماکوزنش . اثیر اخسیکتی (از آنندراج ). - ماکونورد ؛ از دست افزارهای بافندگی قدیم : نیست بافنده کس به دست افزار نه به ماکونورد و پا افشار. شیخ آذری .
ماکو. (اِخ ) (حومه ٔ...) یکی از بخشهای سه گانه ٔ شهرستان ماکوست . این بخش در حومه ٔ شهرستان واقع است و مرکز بخش شهر ماکو می باشد این بخش از سه دهستان قلعه دره سی آواجیق، قره قویون و ١١٠ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است و در حدود ٢٢٤٢٠ تن سکنه دارد. هوای آن بر دو نوع است، دهستانهای قره قویون و قلعه دره سی معتدل مایل به گرمی و دهستان آواجیق سردسیر است . محصول عمده ٔ بخش غلات، حبوبات، پنبه، کرچک و کنجد می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).