مایعرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مایعرف . [ ی ُ رَ ] (ع اِ مرکب ) آنچه که شناخته شده . (فرهنگ فارسی معین ) (از جانسون ). ◄ به صیغه ٔ مجهول کنایه از اثاث البیت و رخت خانه و در مصطلحات الشعرا نوشته تمامت مال که ته بساط کسی باشد... (بهار عجم )... مراد متاع خانه و مالی که ته بساط کسی باشد. (غیاث ) (آنندراج ). همه ٔ دارایی . (ناظم الاطباء) : شاید ای تاک، از پسر هم بهره ای باشد ترا از چه رو مایعرف خود صرف دختر می کنی . ملاطغرا (از بهار عجم و آنندراج ).