واژه‌جو

مایع‌شده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

آب‌شده، گداخته، مذاب، ذوب‌شده محلول، حل‌شده، حل‌شدنی، قابل انحلال مایع

معنی مایع‌شده | واژه‌جو