واژه جو

مایل گشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مایل گشتن . [ ی ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) مایل گردیدن : و چون یک چندی بگذشت و طایفه ای از امثال خود را درمال و جاه بر خود سابق دیدم نفس بدان مایل گشت . (کلیله و دمنه ). و رجوع به معنی اول مایل گردیدن شود.

معنی مایل گشتن | واژه جو