مایندر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مایندر. [ ی َ دَ ] (اِ مرکب ) به معنی مادراندر است که زن پدر باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) : دشمن ار مهر طمع دارد از او بیهدگی ست که جهان مادر او نیست که مایندر اوست . فرخی . فاطمه را عایشه مایندر است پس تو مرا شیعت مایندری . ناصرخسرو. شیعت مایندری ای بدنشان شاید اگر دشمن دختندری . ناصرخسرو. و رجوع به مادراندر و مادندر شود.