مایه ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مایه ساختن . [ ی َ / ی ِ ت َ ] (مص مرکب ) سرمایه ساختن . بضاعت فراهم کردن : چون وزیر از رهزنی مایه مساز خلق را تو برمیاور از نماز. مولوی . و رجوع به مایه کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مایه ساختن . [ ی َ / ی ِ ت َ ] (مص مرکب ) سرمایه ساختن . بضاعت فراهم کردن : چون وزیر از رهزنی مایه مساز خلق را تو برمیاور از نماز. مولوی . و رجوع به مایه کردن شود.