مبادرت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانپیشدستی کردنمترادفها و واژههای مرتبطپیشی گرفتن، شتاب کردن، سبقت گرفتناقدام کردن، دست یازیدن، مبادرت ورزیدنواژه قبلی: مبادرتواژه بعدی: مبادلات