مبادله شده
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تعویض شده، جابهجا (شده)، معاوضه شده، تعویضی، پایاپای شده، پایاپای، دوسره، همبسته متقابل، جبران کننده، تلافیجویانه بین-، بینقارهای، بینواحدی، معادل، همتا، همطراز مبادلاتی، دوجانبه، دوطرفه، فیمابین منتقل (شده) [ملک] تابع