مباشرت کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
نظارت کردن کارگزاری کردن، پیشکاری کردن عمل کردن، انجام دادن، ورزیدن جماع کردن، همخوابگی کردن، همآغوشی کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
نظارت کردن کارگزاری کردن، پیشکاری کردن عمل کردن، انجام دادن، ورزیدن جماع کردن، همخوابگی کردن، همآغوشی کردن