مباعدت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مباعدت . [ م ُ ع َدَ ] (ع اِمص ) (از مباعدة عربی ) دوری و مفارقت و جدایی و دوری و رحلت و مهاجرت و مهجوری از خدمت . (ناظم الاطباء) : و زنگ سینه ٔ وی را در هجر و مباعدت خود برزدود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٤٥٦). رجوع به مباعدة شود.