مبتنی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداناستوارمترادفها و واژههای مرتبطبراساس، برپایهمبنیبناشده، بنانهادهشده، نهادهشدهواژه قبلی: مبتلا به مریضیواژه بعدی: مبتنی بر