مبعر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبعر. [ م َ ع َ / م ِ ع َ ] (ع اِ) چرب روده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ جای بعر. ج، مباعر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جای پشکل و بعر. (ناظم الاطباء). جای خروج پشکل از هر نوع چارپای . (از محیطالمحیط). جایگاه پشک رهگذار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : کای قوم سر خار بیابان که کند تیز و آن بعره ٔ بز را که کند گرد به مبعر. قاآنی (دیوان، از انتشارات کانون معرفت ص ١٥١). ◄ اصطبل و ستوردان . (ناظم الاطباء).