مبلد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ بَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- آن که خود را بر زمین زند.<BR>۲- بخیل.<BR>۳- بی توجه.<BR>۴- ابر بی باران.<BR>۵- اسبی که در دو سبقت نکند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ بَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آن که خود را بر زمین زند. ۲- بخیل. ۳- بی توجه. ۴- ابر بی باران. ۵- اسبی که در دو سبقت نکند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبلد. [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) حوض کهنه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حوض متروک که بکار نگیرند. (از ذیل اقرب الموارد). حوض قدیم . (از محیطالمحیط).
مبلد. [ م ُ ب َل ْ ل َ ] (ع ص ) آن که خود را به زمین زند. ◄ بخیل . ◄ ابر بی باران . ◄ اسبی که سبقت نکند در دویدن . ◄ بی توجه . (آنندراج ). به همه ٔ معانی رجوع به تبلید شود.