مبلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبلی . [ م ُ ب َل ْ لی ] (ع ص ) آن که ناقه را بر سر گور خداوندش بندد تا بمیرد. (آنندراج ). آن که شتر بلیه را بر سر قبر صاحبش می بندد. (ناظم الاطباء). ◄ آن که لباس می پوشاند. ◄ کهنه کننده . ◄ پاره کننده . ◄ اتلاف کننده . (ناظم الاطباء).
مبلی . [ م ُ ] (ع ص ) کهنه کننده . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ پاره کننده . ◄ اتلاف کننده . ◄ آزماینده . ◄ آن که سعادتمند می گرداند. (ناظم الاطباء). ◄ پاک کننده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ آن که کفایت میکند و راضی و خشنود می سازد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ صاف کننده و جلا دهنده . (ناظم الاطباء).