مبنی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ نا) [ ع. ] (اِ.) ۱- محل بنا. ۲- بنیاد، اساس.(مَ) [ ع. ] (اِمف.) بنا کرده شده، بنا نهاده شده.مترادفها و واژههای مرتبطحاکی، مشعرواژه قبلی: مبلولواژه بعدی: مبهج