مبهرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبهرم . [ م ُ ب َ رَ ] (ع ص ) رنگ کرده به گل کاجیره . و منه ثوب مبهرم . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از محیطالمحیط) (از اقرب الموارد). ثوب مبهرم . (از کلمه ٔ بهرمان )، ای معصفر والبهرمان، العصفر. (الجماهر بیرونی ص ٣٥، از یادداشت دهخدا). به گل کاجیره رنگ کرده ؛ ثوب مبهرم ؛ جامه ٔ بهرمانی . (یادداشت دهخدا).