متأخر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ ءَ خِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- درنگ کننده. ۲- معاصر، کسی که در زمان نزدیک به زمان حال میزیسته.مترادفها و واژههای مرتبطاخیر، تازه، جدیدپسمانده، عقبافتادهواعقبافتاده، واپسماندهواژه قبلی: متأثرواژه بعدی: متأدب