متأسف شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
متأسف بودن، افسوس خوردن، تأسف داشتن، پشیمان بودن، ابراز پشیمانی (ندامت) کردن، خود را نبخشیدن، سخت پشیمان شدن، انگشت گزیدن، زبان را گاز گرفتن، گریستن، بهیاد آوردن، میل داشتن، توبه کردن، رحم کردن، تقبیح کردن، رنجیدن