واژه جو

متاوج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متاوج . [ م ُ وِ ] (ع ص ) تاجدار و با افسر. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). کلاه پوش . (آنندراج ).

متاوج . [ م ُ وَ ] (ع اِ) آن جزء از سر که بر آن تاج قرار می گیرد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی متاوج | واژه جو