واژه جو

متب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متب . [ م ُ ت ِب ب ] (ع ص ) (از «ت ب ب ») سست و ضعیف گرداننده . (آنندراج ). هر آنچه ضعیف و ناتوان و زبون باشد. (ناظم الاطباء). اتب اﷲ قوته ؛ سست و ضعیف گرداند او را خدای . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی متب | واژه جو