متباعد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ ع) (اِفا.) دور شونده از هم، دور.مترادفها و واژههای مرتبطبعید، دور، واگراواژه قبلی: متبارکواژه بعدی: متباغض