متبحر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکارشناس، کاردان، زبردست، چیره دستمترادفها و واژههای مرتبطاستاد، دانا، دانشمند، آگاهزبردست، کاردان، ماهر، متخصص، وارد، ورزیده ≠ ناشیواژه قبلی: متباینواژه بعدی: متبسم