متبلور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانروشن، درخشان، بلور شدهمترادفها و واژههای مرتبطبلورشده، بلورین، تبلوریافتهواژه قبلی: متبعتواژه بعدی: متتبع