متتبع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ تَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.) تتبع کننده.مترادفها و واژههای مرتبطپژوهشگر، پژوهنده، جستجوگر، متفحص، محقق، طالب، جویندهواژه قبلی: متتالیواژه بعدی: متجادل