متثقب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متثقب . [ م ُ ت َ ث َق ْ ق ِ ] (ع ص ) سوراخ دار. (آنندراج ). سوراخ کرده . (ناظم الاطباء). ◄ سوراخ دارکننده . (آنندراج ). کسی که با برماه سوراخ می کند. ◄ آتش افروزنده . ◄ پوست کرم خورده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تثقب شود.