متجانس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ نِ) [ ع. ] (اِفا.) از یک جنس، مشابه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ نِ) [ ع. ] (اِفا.) از یک جنس، مشابه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متجانس . [ م ُت َ ن ِ ] (ع ص ) مانا به چیزی . (آنندراج ). هم جنس . از یک جنس و هم جنس و مشابه و مانا بهم . (ناظم الاطباء). شبیه به چیزی یا کسی . هم جنس . و رجوع به تجانس شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
یکمایه، همگن، همسان، همتا، همانند، هم مایه