متجلی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ جَ لّ) [ ع. ] (اِفا.) آشکار، آشکار شونده، ظاهر شونده.مترادفها و واژههای مرتبطآشکار، تابان، جلوهگر، روشن، ظاهر، نمایانواژه قبلی: متجلدواژه بعدی: متجمع