متحامل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحامل . [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) به خود گیرنده کار را به مشقت . (آنندراج ). ◄ کسی که رنج می دهد و می آزارد. ◄ صابر و شکیبا. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحامل شود.
متحامل . [ م ُ ت َ م َ ] (ع مص ) کار را به مشقت به خود گرفتن . تحامل فی الامر، و بالامر متحاملا و تحاملا. ◄ در کسی قوه ٔ شکیبائی بودن : ما فی فلان متحامل . ◄ (اِ) جای شکیبائی :هذا متحاملنا. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).