متحد شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بههم پیوستن، ملحق شدن، یکی شدن، بههم وصل شدن، جوش خوردن، متقارب شدن، بههم رسیدن، جمع شدن، ملاقات کردن، همکاری کردن، عضو شدن خوردن
واژگان فارسی سره واژهدان
باهمیدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بههم پیوستن، ملحق شدن، یکی شدن، بههم وصل شدن، جوش خوردن، متقارب شدن، بههم رسیدن، جمع شدن، ملاقات کردن، همکاری کردن، عضو شدن خوردن
واژگان فارسی سره واژهدان
باهمیدن