متحد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَّ حِ) [ ع. ] (اِفا.) پیوسته، متفق.مترادفها و واژههای مرتبطموتلف، متفق، هماهنگ، همپیمان، همدل، همراه، همرای، همعهد ≠ متخاصم، مخالفواژه قبلی: متحجرواژه بعدی: متحذر