متحرز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحرز. [ م ُ ت َ ح َرْ رِ ] (ع ص ) در پناه شونده . خویشتن دار : تقدیر آسمانی شیر شرزه را اسیر صندوق گرداند ... و شجاع مقتحم را بددل متحرز. (کلیله و دمنه چ قریب ص ٩٢). و رجوع به تحرز شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحرز. [ م ُ ت َ ح َرْ رِ ] (ع ص ) در پناه شونده . خویشتن دار : تقدیر آسمانی شیر شرزه را اسیر صندوق گرداند ... و شجاع مقتحم را بددل متحرز. (کلیله و دمنه چ قریب ص ٩٢). و رجوع به تحرز شود.