متحف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحف . [ م ُ ح َ ] (ع ص ) تحفه کرده شده . (آنندراج ) (غیاث ). عطا کرده شده و بخشیده شده و نیاز شده . (ناظم الاطباء).
متحف . [ م ُ ح ِ ] (ع ص ) تحفه دهنده . (آنندراج ) (غیاث ). بخشنده و انعام دهنده . (ناظم الاطباء) : چون واجب است که تحف و هدایا مناسب متحف و مهدی باشد. (تجارب السلف چ اقبال ص ٢).