متحمل شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- تحمل کردن.<BR>۲- (عا.) اعتنا نکردن، به روی خود نیاوردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- تحمل کردن. ۲- (عا.) اعتنا نکردن، به روی خود نیاوردن.
مترادف و متضاد واژهدان
تحمل کردن، بردباری کردن، شکیبایی ورزیدن اعتنا کردن، توجه کردن، بهروی خود آوردن دستخوش شدن، دچار شدن