متراکم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.) انبوه شده، روی هم جمع شده.مترادفها و واژههای مرتبطانباشته، انبوه، پرپشت، غلیظ، فراوان، فشرده، متکاثف ≠ کمپشتواژه قبلی: متراژواژه بعدی: متربد