مترتب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ رَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.) ترتیب داده شده، پدید آمده.مترادفها و واژههای مرتبطمقرر، مستقر، جایگیرنتیجه، حاصل، بازدهواژه قبلی: متربصواژه بعدی: مترجم