مترصد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ رَ صِّ) [ ع. ] (اِفا.) چشم به راه، منتظر.مترادفها و واژههای مرتبطامیدوار، چشمبهراه، درکمین، کمینگر، گوشبهزنگ، مترقب، متوقع، مراقب، منتظرواژه قبلی: مترشحواژه بعدی: مترقب