مترصد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگوش به زنگ، فراپای، چشم به راه، امیدوارمترادفها و واژههای مرتبطامیدوار، چشمبهراه، درکمین، کمینگر، گوشبهزنگ، مترقب، متوقع، مراقب، منتظرواژه قبلی: مترجمواژه بعدی: مترقی