واژه جو

مترقن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مترقن . [ م ُ ت َ رَق ْ ق ِ] (ع ص ) زنی که خضاب کند به حنا یا به زعفران . (آنندراج ). خضاب کرده به حنا و یا زعفران . (ناظم الاطباء). فی الحدیث : ثلاثة لا تقربهم الملئکة المترقن، ای المتلطخ بالزعفران . (منتهی الارب ). و رجوع به ترقن شود.

معنی مترقن | واژه جو