مترهب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ رَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) پرستش کننده، عابد.واژه قبلی: مترنمواژه بعدی: مترو