متسامع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متسامع. [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) از یکدیگر شنونده . (آنندراج ). از هم دیگر شنونده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ کسی که ادعای شنیدن کند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ فاش شده و آشکار شده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تسامع شود.