متسمت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متسمت . [ م ُت َ س َم ْ م َ ] (ع اِ) متسمت النعل ؛ جای مابین از کمر کفش تا طرف آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). جزءزیرین از وسط کفش که باریک تر است . (ناظم الاطباء).
متسمت . [ م ُ ت َ س َم ْ م ِ] (ع ص ) میانه راه رو و نیکوسیرت . (از منتهی الارب ).