متصور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ صَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) تصور کننده، خیال کننده.مترادفها و واژههای مرتبطانگاشته، پنداشته، قابلتصور، ممکنواژه قبلی: متصنعواژه بعدی: متصوف