متصور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگمان برنده، شدنی، انگارندهمترادفها و واژههای مرتبطانگاشته، پنداشته، قابلتصور، ممکنواژه قبلی: متصنعواژه بعدی: متضاد