متعاقب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ قِ) [ ع. ] (اِفا.) از پی هم آینده.مترادفها و واژههای مرتبطدنبال، دنباله، عقبدرپی، درتعقیب، پیروپشتسرهم، پیدرپی، متوالی، بهدنبالهمواژه قبلی: متعاطیواژه بعدی: متعاقباً